جعفر حميدى

125

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

و چون بدان مهر نظر افكند تصوير شيرى بر آن مرتسم يافت . طبق روايات برخى از اوقات كه زن بر تخت خويش آرميده بود . همه مىديدند كه مار عظيمى سرتاسر بدنش را احاطه كرده است به همين علت حرارت و عشق اوليه شوهر نسبت به او به علت ترس از سحر و جادو سرد شد و زن كه خود را نظر كردهء خدايان مىديد از مجالست با مردى عادى ننگ داشت ) « 1 » . اما به هر حال اسكندر مقدونى كسى است كه در سال 336 ق . م به تخت سلطنت مقدونى جلوس كرد و پس از جهانگشاييهاى بسيار و خونريزيهاى فراوان به سال 323 ق . م درگذشته است . مورخان اساطيرى و نيز برخى از مفسرين ، لقب ذو القرنين را به كسان ديگرى نيز منسوب داشته‌اند از جمله اينكه « نرمسين » « 2 » . [ 14 ] پادشاه اكد صاحب دو شاخ بود . « ژوپيتر هامون » خداى يونانيان باستان ، با دو شاخ معرفى شده است . همچنين « منذر بن امرى القيس » از ملوك معدى يمن ، ملك تبع الاقران پادشاه عربستان جنوبى ، شمر بن افريقيس بن ابرهه ، عمرو بن منذر لخمى ، اسكندر مقدونى و نيز على بن ابيطالب عليه السلام و حضرت موسى ( ع ) به لقب ذو القرنين ملقب ساخته‌اند . اسكندر را بدان جهت ذو القرنين گويند كه پس از تسخير مصر چون به منزلهء ژوپيتر خداى خدايان شناخته شد ، مسكوكات او را با دو شاخ نشان دادند و او را ذو القرنين خواندند . مولانا ابو الكلام آزاد [ 15 ] پس از سالها تحقيق و تتبع ، با امارات و نشانه‌ها ، قرائنى به دست آورده است كه ثابت مىنمايند ذو القرنين قرآن مجيد ، همانا كوروش سردودمان سلسلهء هخامنشى است « 3 » . چرا كه نام و شخصيت او از سالها پيش از اسلام مشخص و معروف بوده است و پيامبر اكرم در آيات شريف آسمانى ، شخصيت او را به خوبى نشان داده است « كسى كه خداوند به او تمكن داد به شرق تا جايگاه طلوع خورشيد رفت و به غرب تا جايگاه غروب خورشيد قدم گذاشت ، پيرو شيوهء خداوند بود . چشم طمع به اموال كسى نداشت قوم يأجوج و مأجوج را محصور ساخت تا بيداد و تباهى برپا نسازند » با آنكه فرضيه‌هاى ابو الكلام را نيز

--> ( 1 ) . پلوتارك حيات مردان ، نامى ج 3 ص 333 ( 2 ) . Naramsin ( 3 ) . آقاى صادق خلخالى در كتابى به نام تحليلى از صادق خلخالى درباره كورش دروغين و جنايتكار 1360 ، سخنان ابو الكلام آزاد را مردود دانسته است .